سال نو مبارك

بنام خدا

يامقلب القـــــلوب والابصار      يامدبـــــــراليل والنــــــــهار

يامحــــول الحـــول والاحوال    حول حالنا الي احسن الحال

سال جديد هجري شمسي را به همه دوستان تبريك عرض مينمايم. از خداوند متعال سال خوش و توام با موفقيت براي همه شما دوستان استدعا مينمايم.بدليل اينكه به بنده در راه سفر زيارتي مشهدمقدس هستم و فرصت كافي و نيز دسترسي به انترنيت ندارم و لذا تبريكيه نيز مختصر بود.          خدانگهدار

انتخاب آقای محقق به عنوان مسئول مدرسه ومسجدجامع چهل باغتوی پشی

 بنام خدا

بنا به گزارشهای رسیده از منطقه چهل باغتوی پشی بدنبال رحلت دردناک عالم ربانی مرحوم استاد فیاضی (ره) و وقوع این ضایعه جبران ناپذیر مردم متدین و عالم دوست و قدرشناس آن ساحه پس از شرکت بسیار گسترده و باشکوه در مراسم خاکسپاری و مراسم فاتحه و بزرگداشتهای آن مرحوم و قدردانی از زحمات چندین ساله آن مرحوم و پس از شور و مشورتهای جدی و گسترده دست به اقدام سنجیده ی زده و جناب حجت الاسلام آقای میراحمد محقق را به عنوان مسئول مدرسه و مسجدجامع چهل باغتوی پشی انتخاب نموده اند. بنده ضمن تقدیر از این اقدام سنجیده مردم آگاه و متدین چهل باغتوی پشی از مردم و علما و سایر بزرگان حاضر در منطقه تشکر و از این اقدام شایسته آنان حمایت کرده و همکاری و حمایت خویش را از جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای محقق که شخصی متدین و لایق و درشرایط فعلی بهترین گزینه برای تصدی این مسئولیت می باشد و... اعلام می نمایم.بدیهی است که این اعتماد مردم و حمایتها تا زمانی است که ایشان در راه انجام مسئولیت دینی خویش کوتاهی نکرده و بر صراط مستقیم باشد.از خداوند منان توفیق جناب حجت الاسلام آقای محقق را در پیشبرد اهداف والای دینی و انجام مسئولیت شرعی و اجتماعی آن خواهانم.

 گزارش بسیارجالب وجامع در همین زمینه توسط حجت الاسلام والمسلمین الحاج مظفری در وبلاگ آیینه به نشر رسیده است که به دلیل اهمیت موضوع عین آن را در این وبلاگ به معرض دید و تماشای شما دوستان و بازدیدکنندگان محترم قرار میدهم.

بسمه تعالی

ضایعه‌ی فقدان و خلاء  وجودی جناب حجت الاسلام والمسلمین مرحوم حاج آقای استاد فیاضی، مردم ما را بیش از پیش متأثر ساخت و همه‌ی ما را در غم و مصیبت بزرگی فرو برد همانگونه که حدیث شریف نبوی بیان می فرماید : با فقدان هر عالم و دانشمندی ثلمه و خلائی در اسلام پدیدار می گردد که هیچ چیزی آن را پر نمی تواند و ما نیز این حقیقت را با از دست دادن شخصیت مرحوم حاج آقای فیاضی با تمام وجود لمس کردیم و مردم قدر‌‌شناس ما نیز با تشییع با شکوه آن مرحوم و برگزاری مراسم گوناگون در داخل چهل باغتوی پشی و شهر کابل پایتخت کشور عزیز و کشورهایی دیگر نظیر ایران و استرالیا که با حضور گسترده‌ی عالمان دینی و چهره های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و با حضور دانشجویان و اقشار مختلف مردم چهل باغتوی پشی و سایر نقاط جاغوری برگزار گردید و با انتشار پیام تسلیت در وبلاگ های مختلف، مراتب تقدیر و سپاسگزاری خود را از شخصیت بزرگوار آن مرحوم ابراز داشتند و به خوبی نشان دادند که زحمات و تلاش و مجاهدت های خادمان مردم هرچند اندک و ناچیز باشد از نگاه تیزبین و دقیق مردم قدر شناس نادیده گرفته نمی شود و طعم شیرین خدمت به بندگان خدا از ذهن و باور مردم پاک نمی گردد.

در سال های اخیر به رغم ضعف جسمی و عارضه‌ی بیماری تنفسی که دامنگیر  مرحوم آقای فیاضی شده بود و ایشان را از تحرک و فعالیت های فیزیکی گسترده باز داشته بود باز هم مردم ما شاهد حضور مداوم ایشان در مدرسه و مسجد بازار چهل باغتوی پشی و جلسات و محافل عمومی بودند و می دیدند که ایشان هر روز خود را به زحمت تمام به بازار می رساند و نمازی در آن جا اقامه می کرد و در بعضی از مناسبت ها برای مردم صحبت می کرد و گاهی از دردهای نهفته‌یی پرده بر می داشت و از بعضی از کاستی ها و سستی ها در لفافه گلایه می کرد.

مرحوم آقای فیاضی از خلاء پیش آمده و از کمبود طلبه در سالهای اخیر به شدت ناراحت بود و بارها به مردم اعلان کرده بود که لااقل از هر قریه دو نفر برای طلبه شدن در مدرسه بفرستند که منطقه ما در آینده با کمبود ملا و روحانی مواجه نشوند.

ایشان با همان کهولت سن اعلان آمادگی کرده بود که برای فرزندان مردم وعلاقمندان دروس دینی تدریس کند، ولی این حرف ها به دلایلی مورد استقبال جدی قرار نگرفت،  وقتی برای تربیت طلبه و انجام بعضی از کارهای دیگر از ضرورت حضور عالم برجسته و فعال برای منطقه سخن به میان می آمد، ایشان آن را تأیید نموده و مردم را به بلندهمتی بیشتر فرا می خواند و اظهار می کرد که اگر تا هنوز با هر کاستی و کمبودی توانسته است مدرسه و مسجد را بسازد و کاری از دستش برآمده است و اگر تا هنوز نان خشک خود را هر روز صبح از خانه در جیب خود آورده و چاشت در مدرسه با چای تلخ صرف نموده است، ممکن است در آینده کسی دیگر این کار را برای شما انجام ندهد و از شما توقعات فراوان و بیشتری داشته باشد از این رو از مردم می خواست که خود را برای هزینه هایی لازم برای این کار آماده بسازند.

ایشان با تمام بزرگواری از طلبه های منطقه و مشغول تحصیل در جمهوری اسلامی ایران با بزرگی یاد نموده و مردم را به استفاده‌ی بیشتر از وجود آنها سفارش می کرد و خود نیز عملاً آن را به مردم نشان می داد و در سال های گذشته در روزهای سرد فصل خزان وقتی مجلس در مسجد جامع بازار در ماه رمضان برگزار می گردید ویکی از طلاب به ایراد سخنرانی می پرداخت ایشان با وجود مشکلاتی که در شنوایی پیدا کرده بود باز هم تا آخر مجلس، در کنار منبر و نزدیک ترین فرد به سخنران می نشست و تا آخر به سخنرانی و روضه سخنران گوش می داد و به مردم نیز سفارش می کرد که قدر این مجالس و سخنرانی ها را بدانند و خود اظهار می کرد که این سخنرانی ها برای من که سالها سخنرانی کرده و مطالعات فراوانی داشته ام بسیار مفید است چه رسد برای دیگران که برای آنها حتماً بیشتر فایده دارد و توصیه می کرد که مردم قدر این مطالب و مجالس را بدانند.

به هر حال ضرورت یک روحانی با سواد و فعال و با سلیقه و دارای پشت کار لازم ولو زیر نظر آقای شیخ فیاضی مرحوم و به عنوان خلیفه‌ی ایشان در چند سال اخیر برای منطقه چهل باغتوی پشی احساس می شد و  به همین خاطر در یکی دو سال اخیر این ضرورت توسط نگارنده و دوستان دیگر در مجالس و محافل مختلف، مطرح و از مردم خواستار تحقق و حمایت و دفاع از آن گردید و برای مردم عزیز و شریف منطقه یادآوری می گردید که پدران و بزرگان ما در زمان خود شان از چنان همت و انگیزه‌ی بلندی برخوردار بوده اند که می توانسته اند شیخ های بزرگ و تراز اول جاغوری مثل مرحوم شیخ بزرگ و شیخ فقیهی و حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای فصیحی تبقوس را در منطقه بیاورند و از خدمات شان بهره ببرند، امروز مردم ما که هم از نظر تعداد و هم از نظر توانایی مالی و هم از نظر رشد آگاهی و سواد و هم از نظر نیاز به داشتن چنین عالمان برجسته، چندین برابر گذشته شده است، چرا چنین همت بلند و انگیزه‌ی قوی نداشته باشیم و چرا باز از بزرگترین عالم در سطح جاغوری و بالاتر از آن بهره مند نشویم  و چرا کارهای ما دارای نظم و نسق و جنب و جوش و تحرک بیشتر نباشد؟!

چنین حرف هایی در آن روزها برای عده‌ی سخنان غرض آلود و دارای مقاصد شخصی تلقی می شد. عده‌ی دیگر آن را سخنان کسی دیگر و در مخالفت با آقای شیخ فیاضی می دانستند و عده‌ی با توجه به پذیرش ضرورت و درستی این حرف ها آوردن شیخ جدید را با وجود آقای شیخ فیاضی رحمة الله علیه، عملی ندانسته و آن را نوعی بی احترامی به ایشان تفسیر می کردند و لذا مسئله را جدی نمی گرفتند. در حالیکه در بیان این ضرورت نه غرض شخصی دخالت داشت و نه این اقدام درمخالفت و تضعیف جایگاه استاد مرحوم بود و نه عملی شدن آن، بی احترامی به حاج آقای فیاضی تلقی می شد بلکه با توجه به نیاز شدید منطقه و ضعف بنیه‌ی جسمی و عدم توانایی پاسخگویی به تنهایی ایشان، ما عملی شدن این حرف ها را از چند جهت کمکی برای آن مرحوم می دانستیم زیرا از طرفی بعضی از کارهای عملی نظیر برگزاری نمازجمعه و جماعت و پاسخگویی به مسایل دیگر از دوش ایشان برداشته شده و بر دوش کسی دیگر نهاده می شد و ایشان سبکبال تر می گردید. از طرفی دیگر از این طریق بعضی از اهداف مورد نظر استاد فیاضی از جمله فعال شدن مدرسه دینی و جمع شدن طلبه در آن تحقق می یافت و در آن صورت هر دو با همکاری و همیاری بیشتر امور را بهتر به پیش می بردند ولی افسوس که پیک اجل مهلت نداد و مردم ما خیلی زود از فیض مرحوم فیاضی محروم شدند و اینک ما مانده ایم و درد هجران و خلاء وجودی آن شخصیت بزرگوار و ما مانده ایم و بارهایی به زمین مانده و ضرورت برداشتن آن .

هرچند پر کردن این خلاء به این آسانی ها ممکن نیست و مردم ما به این زودی ها نمی توانند فردی دارای مشخصات برجسته‌ی مثل آقای فیاضی را در جمع شان شاهد باشند، در عین حال خدای متعال را سپاسگزاریم که مردم شریف چهل باغتوی پشی خیلی زود وضیفه‌ی شان را تشخیص داده و به ضرورت این مسئله پی برده‌اند و در کمترین فرصت در صدد پر کردن این خلاء به اندازه توان خود و میسور برای شان بر آمده اند و الحمدلله اطلاع یافتیم که در جمعه گذشته مورخ 21/12/1388 عموم مردم اعم از روحانیون، موسفیدان، جوانان و نوجوانان و اقشار مختلف مردم در مسجد جامع بازار تجمع کرده اند و بر ضرورت تعیین جانشینی برای مرحوم مغفور حاج آقای فیاضی و فعال سازی مدرسه دینی و مسجد جامع و... تأکید کرده اند  و در همین راستا جناب حجة الاسلام آقای میراحمد محقق نورک را به اتفاق آراء برای انجام این مسئولیت برگزیده‌اند تا به حول و قوه‌ی الهی از ابتدای سال جدید ایشان به عنوان شیخ و روحانی کل منطقه به ایفای وظیفه بپردازد و مسئولیت های به زمین مانده را با تمام وجود برداشته و انشاء الله به سر منزل مقصود برساند.

ما ضمن تسلیت مجدد فقدان مرحوم استاد فیاضی و گرامی داشت یاد و خاطره آن بزرگوار، تقدیر و تشکر فراوان خود را از احساس مسئولیت و وظیفه شناسی مردم شریف منطقه چهل باغتوی پشی، اعلان می نمائیم و انتخاب به جا و شایسته و به موقع شان را در شرایط کنونی به دیده‌ی احترام نگریسته و از فرد منتخب شان تا زمانی که در راستای خدمت به مردم و برای حل مشکلات دینی و فرهنگی و علمی منطقه تلاش می نماید، حمایت و پشتیبانی می نمائیم و انتخاب جناب آقای محقق را در شرایط فعلی بهترین گزینه برای مردم و منطقه‌ی خود می دانیم .

 ما ضمن تبریک به جناب ایشان در اینکه توانسته اند اعتماد مردم شریف منطقه را جلب نمایند به خطیر بودن مسئولیت نهاده شده بر دوش ایشان نیز اشاره و یاد آوری می نمائیم که مسئولیت خدمت به عموم مردم چهل باغتوی پشی با مسئولیت خدمت به یکی از ده ملایی یا یکی از ده قریه چهل باغتوی پشی کاملاً متفاوت است و در حالیکه ادای مسئولیت یکی از ده ملایی منطقه نیز در جای خودش از حساسیت و اهمیت فراوانی برخوردار است، ادای مسئولیت برای هر ده ملایی منطقه و پیش برد امور مدرسه دینی و مسجد جامع و برگزاری نماز جمعه و جماعت در آن و اداره‌ی کتابخانه عمومی تابعه‌ی مدرسه و مسجد از اهمیت چند ده برابری برخوردار است و تنها کسی از عهده‌ی آن برآمده می تواند که تمام وقت و فرصت و توان خود را در این راه بگذارد و کارهایش توأم با برنامه ریزی دقیق و همراه با مشورت و نظر خواهی با اقشار مختلف مردم بخصوص ملاامامان، معلمین و دانشجویان و دانش آموزان و ... و با حمایت آنها صورت گیرد ما ضمن تبریک و تذکر حساسیت موقعیت و جایگاه جدید به جناب حجت الاسلام آقای محقق از عموم مردم شریف واقشار مختلف چهل باغتوی پشی در داخل و خارج می خواهیم که همکاری صمیمانه با جناب ایشان داشته باشند و همواره و در تمام مراحل یار و مددکار ایشان باشند تا انشاء الله با رفع کمبود ها و نقایص موجود شاهد خدمات و رشد و شکوفایی بیشتر مادی و معنوی در منطقه‌ی خود باشیم . والسلام   مظفری  ۲۵/۱۲/۱۳۸۸

از برادر عزیز ومحترم جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای مظفری بدلیل زحمتی که کشیده و این گزارش را تهیه و تدوین کرده است تشکر می کنم. 

خدانگهدار همه تان

زندگینامه شهیدابوذر غزنوی

بنام خدا

بيست و دوم حوت مصادف است با سالروز شهادت شهيد استاد عبدالعلي مزاري و تعدادي از ياران و همرزمان باوفايش ازجمله شهيد ابوذرغزنوي و شهيد اخلاصي و شهيد علوي و سايرياران شهيد وي. اين مناسبت را به ملت شهيدپرور افغانستان و تمامي عدالت خواهان جهان و شما دوستان عزيز تسليت عرض مينمايم.

حجه الاسلام و المسلمین شهید ابوذر غزنوی

آري بيست و دوم حوت هرسال يادآور خاطره شهادت رادمرداني است كه درد تاريخي يك ملت را فرياد ميكردند و با رشادتها و جانفشانيهاي خود يك دنيا غرور و خود باوري به مردم ما ارزاني داشتند.آنها براي رسيدن به هدفي والاي برادري اسلامي و عدالت اجتماعي و سياسي ميرزميدند و در اين راستا حماسه ها آفريدند.

آنها درد مردمي را فرياد ميكردند كه سالها وجود آنان در ساختارهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي كشورش ناديده گرفته مي شد و مورد بدترين تبعيضهاي قومي و مذهبي و ستم سياسي واقع شده بود.به آنها به حدي ظلم رواداشته شده بودكه از سرزمينهاي اصلي خود رانده شده و آواره مناطق دوردست و كشورهاي خارجي گشته و حتي بارها قتل عام شده بودند.

آري این شهدای سرافراز درد مردمي را فرياد کرده و از حقوق كساني دفاع مينمودند كه تاريخ آن سراسر مظلوميت و تحقير است و همواره از سوي حاكمان مستبد و فاشیستهای سرزمين خودش مورد ستم و جفاهاي فراوان تاريخي واقع شده اند.

بلي آنها مي رزميدند نه براي اينكه بر ديگراقوام ساكن در كشور سلطه يابند بلكه براي اينكه نبايد ديگر موجوديت مردم آنها در ساختار سياسي اجتماعي كشورش ناديده گرفته شود.آنها رزميدند نه براي اينكه ديگران را از صحنه حذف نمايند بلكه براي اينكه به گفته رهبر شهيد ديگر هزاره و شيعه بودن جرم نباشد.

آنها آرمان بزرگي داشتند و آخر الامر نيز مظلوميت يك ملت را با خون خود در صفحات تاريخ براي بشريت نوشتند و نشان دادند و....

به بركت خون شهدا است كه امروز الحمدلله افغانستان به سمتي پيش مي رود كه ديگر انشاالله تعلقات قومي جرم نخواهد بود.مذهب شيعه نيز رسميت يافته است.ياد همه شهداي افغانستان گرامي و ارواح همه شان شاد باد.

در اينجا و به همين مناسبت زندگينامه(گرفته شده از سايت موسسه فرهنگي بشارت) يكي از شهداي والا مقام اين روز يعني شهيد ابوذر غزنوي را خدمت شما تقديم ميكنم.

قابل يادآوري است كه هرچند شهيدابوذر متولد و ساكن منطقه پاتو بوده است اما اصالتا از چهل باغتوي پشي است.در زمان دستگيري ايشان در ني قلعه يكي از پشتوانه هاي اصلي وي كه منجر به حل و فصل مسالمت آميز قضايا گرديد پشتيباني و حمايت مردم پشي از اين شهيد عزيز بود.

البته بايد اين نكته را نيز تذكر بدهم كه شهداي افغانستان از جمله شهيد ابوذر متعلق به همه مردم افغانستان است و تذكر نكته فوق صرفا به منظور رفع ابهام تعلق قومي شهيد ابوذر است. روح همه شهداي افغانستان شاد و يادش گرامي باد.

 زندگی نامه شهيد ابوذر غزنوى:

شهيد ابوذر در سال 1336 هجرى شمسى در قريه سبز سنگ پاتو از ولسوالى جاغورى چشم به جهان گشود. پدرش چمن على كه بخاطر پاكى و صداقت به قاضى مشهور است، فرزند امير محمد يكى از موسفيدان منطقه است.

شهيد ابوذر حدود چهار پا پنج ساله بود كه خانواده اش به اثر توطئه و دوسيه سازى اربابها از منطقه متوارى شد، و مدت شش سال در مناطق پشتون نشين ولايت زابل به شكل آواره سپرى كرد. بعد از شش سال به وطن مراجعت كرد.

تحصيلات شهيد ابوذر حدوداً از سن ده سالگى ـ بعد از مراجعت به منطقه ـ آغاز گرديد. او گرچه استعداد متوسط داشت ولى علاقه مفرط به درس و بحث كتاب و نوشته و... داشت. اين ويژگى تا آخر عمر در وجود او باقى بود.

در بحرانى ترين و سخت ترين شرايط نظامى در يك دست تفنگ داشت و در دست ديگر كتاب. در اغلب عكسها و يا فيلمهاى او يك كتاب و يا مجلّه در دست و يا پهلويش ديده مى شود. مقدمات را تا هداية النحو نزد آخندهاى ده خواند.

براى ادامه تحصيل به مدرسه تبقوش جاغورى رفت و مدت سه ماه نزد آقايان اكبرى و فصيحى تلمذ نمود. در سال 1351 وارد مدرسه حوتقل جاغورى گرديد. طى دو سال سيوطى، حاشيه، معالم را از مرحوم استاد قربانعلى وحيدى(رحمه الله)، شهيد استاد رمضانعلى شريفى، استاد توسّلى و عظيمى فرا گرفت. در سال 1353 در امتحانات سالانه مدرسه محمديه كابل شركت كرد و با نمرات عالى پذيرفته شد. در مدرسه مذكور مطول، جلدين لمعه و اصولين مظفر را خواند مشغول به رسائل و مكاسب شيخ بود كه كودتاى هفت ثور 1357 به وقوع پيوست و پرونده درس او را براى هميشه بست.

شهيد ابوذر يك طلبه فقير و فوق العاده زحمتكش بود. خانواده اش نمى توانست تمام مخارج و احتياجات او را تأمين كند. از آغاز نوجوانى و در تمام دوره تحصيل با هيولاى نامرئى و نيرومند و وحشت فقر، مردانه و قاطعانه و با پيشانه باز مبارزه مى كرد. هيولاى فقر كوچكتر از آن بود كه بر عزم و همت بلند و پولادين ابوذر نوجوان غلبه نمايد، و يا مناعت و غرور قاطعيت او را خدشه دار كند. فكر مى كنم فقر دوره تحصيل و نوجوانى او را يك فرد برخوردار از درد اجتماعى و داراى نفس سالم و مناعت نفس و همت فوق العاده بلند به بار آورد.

او درد جامعه درد ديده خود را از مطالعه كتاب فلان نويسنده و يا از شعر فلان شاعر طى نيم ساعت مطالعه درك نكرده بود. بلكه در كتاب زندگى طى دوره طولانى با بند بند استخوان و رگ رگ خون خود لمس و احساس نموده بود.

زمان تحصيل شهيد ابوذر در كابل همه خطوط فكرى و مسلكهاى سياسى (چپى ها، راستى ها، اسلام گرايان، ملّى گرايان و...) تشكيلات و شبكه تبليغات داشتند. ميدان مبارزه تشكيلاتى بين اقشار تحصيلكرده گرم بود. شهيد ابوذر از بدو ورود به كابل با ذوق و اخلاص كامل وارد دريائى متلاطم مبارزه سياسى و تشكيلاتى افغانستان گرديد. اوّل به اخوان المسلمين شاخه آقاى حكمتيار (حزب اسلامى) جذب شد. او به حق و يا ناحق تبليغات و شعارهاى اخوانيها را باور كرده بود، و اعتقاد داشت كه تنها سازمان و تشكيلات مطرح اسلامى در ميدان مبارزات تشكيلاتى افغانستان اخوان المسلمين است. هدف او از فعاليتهاى تشكيلاتى اسلام بود. در ارتباط به فعاليتهاى تشكيلاتى چندين مرتبه به نقاط مختلف افغانستان (هزاره جات، شمال، تخار، بدخشان) مسافرت كرد.

دقيقاً هفده روز بعد از كودتاى ثور 1357 زمانيكه تمام كشور در آرامش مطلق بسر مى برد، شهيد ابوذر دست به اسلحه برد و به جهاد مسلحانه آغاز كرد. در اين راستا با شجاعت و تهور كم نظير در سازمان دهى و اجراء فعاليت هاى چريكى شهرى (بمب گذارى، اقدامات مسلحانه، و نشر اعلاميه و غيره) شركت مى كرد. بنابراين اگر بگويم: شهيد ابوذر از پيشكسوتان جهاد مسلحانه بود حرف به گزاف نگفته ايم.

فعاليت هاى شهيد ابوذر و يارانش در كابل زنگ خطر براى كودتاچيان و سرآغاز دوره چهارده ساله جنگ جهاد و خون و آتش و حماسه بود.

شهيد ابوذر بعد از چند ماه فعاليت شناسائى شده و تحت تعقيب مأمورين امنيتى دولت كمونيستى قرار گرفت چون عكس او به پاسگاه امنيتى داده شده بود، با لباس ديگر از افغانستان خارج و وارد ايران گرديد. معلوم نيست در اين سفر چند ماه در ايران بود. از ايران به هرات رفت و مدت هشت ماه در هرات جهاد نمود. دوباره به ايران بازگشت.

شهيد ابوذر در ايران از حزب اسلامى جدا شد وبه «سازمان نصر افغانستان» پيوست.

در سال 1361 شهيد ابوذر به وطن آمد. در قالب سازمان نصر افغانستان در ولايت غزنى مسؤول جهاد گرديد.

سازمان نصر در ولايت غزنى تازه به فعاليت آغاز كرده بود. سازمان نصر نزد مردم جاغورى يك پديده مرموز بود. بيشتر مردم فكر مى كردند كه سازمان نصر يك حزب انقلابى، ضد خان و آخوند و تندرو. (راديكال) و متشكل از يك طيف از روحانيون روشنفكر و دانشجويان مسلمان است.

شهيد ابوذر از پيشتازان وبزرگان سازمان نصر در ولايت غزنى بود. از سال 1361 تا 1367 بعنوان عضو شوراى ولايتى و مسؤول پايگاه مركزى سازمان در غزنى (پايگاه شهيد رضائى نى;قلعه) ايفاى وظيفه مى كرد.

صدها عمليات ضد روسى در مسير قندهار ـ كابل، ولسوالى قره باغ، دشت يغلو، كوه گهوراه، تمكى، لومان جاغورى و... از پايگاه شهيد رضائى سازماندهى و رهبرى گرديد. پايگاه شهيد رضائى و شخص شهيد ابوذر، در چنگ چهارده ماهه لومان جاغورى، نقش تعيين كننده و درجه اول داشت.

شوراى مركزى سازمان نصر نظر به لياقت شهيد ابوذر او را به عنوان فرمانده عمومى سازمان نصر در ولايت غزنى تعيين نمود.

در تاريخ 26 دلو 67 نيروهاى كمونيستى مستقر در لومان شكست خورده و مجبور به ترك منطقه گرديد. چندى بعد مركز ولسوالى قره باغ فتح شده، و بعد از آن رفت و آمد كاروانهاى دولتى در مسير قندهار ـ كابل نيز قطع شد. پروسه اخراج نيروهاى شوروى رو به اتمام بود، سقوط دولت كمونيستها حتمى به نظر مى رسيد. تا اين زمان شهيد ابوذر بعنوان يك فرمانده لايق جهادى در سرتاسر افغانستان حد اقل بين شيعيان افغانستان شناخته شده بود.

در سال 1369 پشتونها در ارزگان، مالستان، جاغورى بر مناطق شيعه نشين حمله كردند. شهيد ابوذر در مدافعات مردم مالستان وارزگان شركت نمود.

در سال 1369 حزب وحدت اسلامى در حال شكل گيرى بود: جلسه و كنگره پيوسته در خارج و داخل داير مى گرديد. اساسنامه ها و قوانين و مقررات نوشته مى شد، سازمان و تشكيلات شوراها و كميته ها و كميسيونها شكل مى گرفت. اعضاى شوراهاى نظارت و مركزى، ولايتى، حوزات، كميته ها، كميسيونها و مسؤولين فرقه ها و جزوتامهاى نظامى از بين فرماندهان انتخاب مى شدند. شهيد ابوذر به عضويت شوراى مركزى و معاونت كميته نظامى انتخاب گرديد.

شهيد ابوذر در ماه عقرب 1369 همراهى جمعى از سرداران جهادى از جمله شهيد اخلاصى و شهيد جنرال احمد بنيادى جهت اداره كميته نظامى وارد باميان گرديد.

شوراى مركزى قبل از ورود شهيد ابوذر به باميان موقعيت بسيار ضعيف و متزلزل داشت. گروهكهاى مسلح و پايگاههاى بدون مسؤوليت مستقر در باميان كه شوراى مركزى را مزاحم بالقوه مى دانستند، پيوسته اخلال وشرارت مى كردند. ورود شهيد ابوذر به حزب وحدت و شوراى مركزى نيرو و تحرك تازه بخشيد. او بدون معطّلى به تقويت نيروهاى نظامى حزب وحدت اسلامى مبادرت نمود. به ابتكار او بيش از دو هزار نفر به شكل منظم تحت تعليم وتربيه نظامى قرار گرفت، غند مركز به فرماندهى پهلوان ميرعلم بعنوان نيروى امنيتى شوراى مركزى، كندكهاى عدالت، نبوت، امامت تأسيس گرديد. امكانات به اندازه كافى و وافى خريدارى شد، و يك جبهه مقتدر جهت فرماندهى و اداره جنگهاى ضد دولتى در سفيد خاك باميان گشوده شد.

شهيد ابوذر هميشه در ميدان تعليمات از طرح تأسيس يك اردوئى صد هزار نفرى در هزاره جات صحبت مى كرد، دورنماى يك هزاره جات قدرتمند در سخنرانيها و اراده و قاطعيت و غرور او ديده مى شد. تقويت و سازماندهى نيروهاى نظامى حزب وحدت موجب برقرارى امنيت كامل در باميان، و كنترول گروهكهاى مسلح و پايگاههاى بى مسؤوليت، در يك كلمه تسلط حزب وحدت بر شهر باستانى باميان گرديد.

وقتى كه فرماندهى كل نيروهاى حزب وحدت صادقى نيلى به شهادت رسيد شهيد ابوذر جهت پيگيرى قضيه به ارزگان رفت، با دستگير نمودن قاتلين و تحقيقات از آنها توطئه ترور 18 تن از رهبران هزاره كشف كرد كه اگر كشف نمى شد و اجراء مى گرديد تاريخ شيعيان به يك مسير ديگر سير مى كرد.

شهيد ابوذر به دستور شوراى مركزى در اواخر پائيز 1370 در رأس نيروهاى حزب وحدت جهت سركوب جنگ افروزان مخالف وحدت به غزنى رفت بعد از انجام مأموريت بخاطر برف زياد و بسته شدن راه به باميان مراجعت نكرد. مدت سه ماه در خانه مطالعه و تحقيق نمود بيش از 500 صفحه در باره رهبران جنبشهاى قرن 19 هزاره جات (فيض محمد خان، حيدرخان، ميرزا اقبال، تاج محمد خان، قاضى عسكر، يزدانبخش، ميرايلخائى...) فيش بردارى كرد. و باخانم باخترى در تهيه و تدوين داستان تاريخى شيرين دختر قهرمان هزاره همكارى نمود.

در بهار 1371 هـ . ش تحول بزرگ از شمال كشور آغاز گرديده شهرهاى افغانستان پس از اينكه شهر مزار شريف به تصرف مجاهدين درآمد، يكى پس از ديگرى بدون درگيرى و خون ريزى بروى مجاهدين گشوده مى شد. تُندباد از شمال برخاسته بسرعت به طرف جنوب پيش مى رفت. پايه هاى دولت كمونيستى را از زمين كنده و واژگون مى كرد. لحظات بسيار حساس بود، يك لحظه غفلت يك عمر پشيمانى بدنبال داشت. همه گروهها واقوام چهارچشم مراقب اوضاع بودند و حزب تلاش مى كرد كه از همه زودتر وارد يك شهر شده ماترك دولت در حال احتضار را تصرف و ديگر منطقه استراتژيك را اشغال نمايد.

شوراى مركزى در باميان شهيد ابوذر كه در غزنى دستور داد كه هرچه زودتر در رأس نيروهاى حزب وحدت طرف شهر غزنى از آنجا طرف كابل حركت نمايد. در جاغورى مخالفين وحدت براى جلوگيرى از حركت نيروهاى وحدت طرف غزنى اغتشاش كرده بودند، ولى شهيد ابوذر براساس برداشت صحيح از اوضاع و درك توطئه از درگير شدن در اغتشاش منطقه خوددارى كرده در تاريخ 4 ثور 1371 طرف غزنى حركت كرد در پنج ثور 1371 وارد غزنى شد. در مقر لواى 520 غزنى مستقر گرديد، مدت ده روز با بزرگان غزنى در جهت سر وسامان بخشيدن به امور غزنى مساعدت نمود. در تاريخ 16 ثور 1371 طرف كابل حركت كرد. هنگام ورود به كابل با استقبال پر شكوه مردم مهربان غرب كابل مواجه گرديد. حدود 8 ماه در كابل اقامت كرد بعنوان عضو كميسيون نظامى در چندين جنگ تحميلى سياف، و اولين جنگ تحميلى شوراى نظار با حزب وحدت شركت نمود.

در اول سال 1372 چندين هيأت به نقاط مختلف هزاره جات ـ از جمله يك هيأت به غزنى برياست شهيد ابوذر ـ از باميان اعزام گرديد در اول ثور 1372 جبهه پغمان گشوده شد.

شهيد ابوذر در غزنى حدود دو ماه موضوع اعزام نيرو به كابل را دنبال نمود در آخر تابستان 1372 به باميان رفت، در باميان شوراى مركزى روى موضوع انتقال مركزيت حزب به كابل كار مى كرد. جناح شهيد مزارى طرفدار انتقال و جناح اكبرى مخالف انتقال بود. شهيد ابوذر قوى ترين عنصر طرفداران انتقال محسوب مى شد. حدود دو ماه و نيم بحث و جدل فراكسيون بازى ادامه يافت چندين هيأت بين كابل و باميان مبادله گرديد. باالاخره نظريه انتقال تصويب و شوراى مركزى در 26 عقرب 1372 به كابل منتقل شد.

شهيد ابوذر بعد از 9 ماه همراه قافله شوراى مركزى وارد كابل گرديد، تا آخر سال 1372 در كابل بود. پيوسته در جلسات شوراى مركزى شركت مى كرد. در اوائل سال 1373 جهت سروسامان بخشيدن به امور غزنى و تجديد سازمان شوراى ولايتى به غزنى رفت بعد از يك ماه به كابل مراجعت كرد.

مقدمات تعيينات سالانه حزب وحدت اسلامى از اوائل سال 1372 فراهم مى گرديد، در اواخر سال 1372 و اوائل سال 1373 به هيجانى ترين و بحرانى ترين نقطه خود رسيد.

بعد از اتمام پروگرام تعيينات سالانه حزب وحدت اسلامى شهيد ابوذر به جاغورى رفت بخاطر جنگ و تشنج چند ماه در منطقه بود، بعد از برقرارى صلح و امنيت در منطقه دوباره به كابل مراجعت كرد.

طالبان بسرعت از جنوب غرب كشور بسوى كابل پيشروى و به آسانى ميدان شهر و چهار آسياب را تصرف كرده به دروازه هاى كابل رسيدند. حزب وحدت اسلامى از هر طرف محاصره شده بود. طالبان و شوراى نظار مثل دو تيغه قيچى در صدد بودند كه با ظاهر متعارض ريشه هاى حزب وحدت را در كابل قطع كنند. خائنين ملى در هزاره جات مانع تحرك هزاره جات به نفع كابل مى گرديدند، و پيوسته ربانى را تشويق مى كردند كه حزب وحدت را در غرب كابل مور حمله قرار دهد.

شهيد ابوذر ترجيح مى داد كه تا آخرين نفس در كنار ملت باشد. در روزهاى آخر اداره قول اردو عملا بعهده شهيد ابوذر بود. شهيد مزارى و شهيد ابوذر بيش از پيش همديگر را درك و احساس مى كردند. شهيد مزارى خوب درك كرده بود كه در روزهاى مبادا فقط مردانى مثل ابوذر در كنار او است.

سرانجام باهم بشهادت رسيدند. يادشان گرامى پيروان شان پيروز باد.

 منبع زندگینامه:http://www.bsharat.com/id/mazari/z03.html

حیات طیبه

بنام خدا

خداوند متعال در قرآن كريم به بندگانش در قبال كارهاي نيك و خير آنان پاداشهاي دنيوي و اخروي زيادي وعده كرده است.يكي از اين پاداشها كه ظاهرا دنيوي و داراي آثار اخروي زيادي است عبارت است از «زندگي پاك» يا به تعبير قرآني آن «حيات طيبه». خداوند متعال در قرآن عظيم الشان ميفرمايد: مَنْ عَمِلَ صلِحاً مِّن ذَکرٍ أَوْ أُنثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسنِ مَا کانُوا یَعْمَلُونَ‏‏" یعنی: کسي كه عمل صالح انجام دهد در حالی که مومن است، خواه مرد باشد یا زن، به او حیات پاکیزه می بخشیم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام دادند، خواهیم داد.(سوره نحل آيه 97).

بنابراين خداوند متعال به عنوان يك پاداش دنيوي به بندگان خوب خود حيات طيبه را وعده كرده است. البته آنچه كه از صريح آيه شريفه برمي آيد اين است كه اين پاداش بزرگ به كساني كه اولا ايمان داشته باشند(و هو مومن) و ثانيا عمل صالح انجام داده باشند(من عمل صالحا)اعطا ميگردد. بهرحال از آنجا كه هر پاداشي تنها به كساني كه مومين و داراي اعمال صالح باشد عطا مي شود جاي شك  و ترديدي نيست. اما سوال اين است كه حيات طيبه چيست؟ و نشانه هاي آن كدام اند؟ براي رسيدن به پاسخ پرسش فوق بنده با ذكر دو نكته به عنوان مقدمه به برخي از ويژگيها ونشانه هاي حيات طيبه اشاره ميكنم :

1. در قرآن كريم تنها آيه شريفه فوق است كه به حيات طيبه اشاره دارد.اما روايات در اين زمينه فراوان است كه به توضيح و تفسير اين آيه شريفه از طريق تعيين مصاديق حيات طيبه و يا ذكر برخي از شاخصها و ويژه گيهاي آن اشاره دارد. در دعاهاي ماثور از ايمه معصومين(ع) اين كلمه فراوان به كار رفته است. به مومنين نيز سفارش شده است تا از خداوند متعال حيات طيبه بخواهند.

2. مفسرين قرآن كريم در مورد تعيين مصداق مشخص و تعريف واحد از حيات طيبه نظر يكسان ندارند و در اين مورد اختلاف نظر دارند. به همين دليل در كتب تفسيري و در ذيل آيه شريفه فوق با استفاده از روايات به ذكر برخي از مصاديق حيات طيبه به سنده شده است.

 ويژگيهاي حيات طيبه:

1- زندگی دین مدارانه : كسي كه با انجام اعمال درست و صالح سعي در كسب رضايت الهي و زندگي دين مدارانه دارند خداوند متعال در قبال اين تلاشها به او اين عنايت را ميكند تا در اين راه موفق گردد.موفقيت در اين راه به اين معني است كه دينداري و دين مداري در زندگي براي انسان اهميت پيدا كرده و هرچيزي را با مقياس و معيار ديني مي سنجد.اگر كسي به اين مرحله برسد زندگي وي دين مدارانه و عاقلانه خواهد شد. از نمونه هاي عالي و اتم اينگونه افراد شهداي كربلا و از جمله حضرت ابالفضل العباس است كه در روز عاشورا شعار ميدهد: والله ان قطعتموا يميني اني احامي ابدا عن ديني يعني به خداقسم اگر دست راست من را هم قطع كنيد دست از حمايت دين خود بر نمي دارم.

حضرت امام علي (ع)‌ نيز فرمود «لا حیاة الا بالدین ولا موت الا بجحود الیقین. زندگی، جز با دین نیست، و مرگ چیزی غیر از انکار یقین نیست .» (ميزان الحكمه ج1 ص710).

در جاي ديگرحضرت امام علي (ع)فرمود: «انی اذا استحکمت فی الرجل خصلة من خصال الخیر احتملته لها واغتفرت له فقد ما سواها ولا اغتفر له فقد عقل ولا عدم دین لان مفارقة الدین مفارقة الامن ولاتهنا حیاة مع مخافة وعدم العقل عدم الحیاة ولاتعاشر الاموات يعني من، هرگاه صفتی از صفات نیک را در کسی مستحکم بیابم، او را بخاطر داشتن همان صفت، تحمل می کنم و از نبود سایر صفات نیک در او در می گذرم، اما از دو ویژگی فقدان عقل و نبود دین نمی گذرم، چرا که جدایی از دین، جدایی از امنیت است و هیچ زندگی همراه با ترس گوارا نیست، و نبود عقل نبود زندگی است و با مردگان، نتوان زیست .» (غررالحکم/3785)

 2- خشنودی از تقدیر الهی : زندگي انسانها در دنياي مادي و عالم طبيعت توام با تفاوت و اختلاف در برخورداري از ماديات مي باشد.هرچند كه بسياري از اين برخورداريها ناشي از تلاشهاي خود انسانها است اما خواست و تقدير الهي در اين مساله نقش اساسي دارد. و اساسا مفهوم تقدير از همينجا پيدا مي شود.كسي كه در زندگي خود تلاش و سعي فراوان مينمايد و زندگي او توام با رضايت و نه شكايت است يعني قانع است در واقع به يكي از بزرگترين نعمتهاي الهي دست يافته است.در نتيجه سراسر لحظات زندگي او توام با خوشي و رضايتمندي خواهد بود.البته هركسي به آن نايل نمي گردد.تنها كسي كه به حيات طيبه رسيده باشد به اين مرتبه مي رسد.

حضرت امام علی (ع)در مورد اين خصلت فرموده است: «ان اهنا الناس عیشا من کان بما قسم الله له راضیا يعني «گواراترین زندگی از آن کسی است که به آنچه خداوند نصیب او گردانیده است راضی و خشنود باشد .» غررالحكم/3785.

در حدیث معراج نيز آمده است: «یا احمد! هل تدری ای عیش اهنی ء وای حیاة ابقی؟ قال: اللهم لا، قال: اما العیش الهنیی ء فهو الذی لایفتر صاحبه عن ذکری ولاینسی نعمتی ولایجهل حقی، یطلب رضای لیله ونهاره «ای احمد! آیا می دانی کدام زندگی گواراتر و ماندنی است؟ گفت: خداوندا! نه . فرمود: کسی زندگی گوارا دارد که در ذکر و بیاد داشتن من سستی نکند، نعمت مرا فراموش نسازد، نسبت به حق من جاهل نباشد و پیوسته در روز و شب، خشنودی و رضایت مرا طلب کند .» (ارشاد القلوب/204)

 3- تدبیر و آینده نگری : رسیدن به هر قله ای، مادی یا معنوی و دنیوی یا اخروی، بدون برنامه ریزی، عاقبت اندیشی و محاسبه، امکان پذیر نیست . از این جهت یکی از صفات مهم مؤمنان، هم در زمینه مسایل مادی و دنیوی و هم در زمینه مسایل معنوی و اخروی، تدبیر و تنظیم امور است. حضرت امام علی (ع) ميفرمايد: «قوام العیش حسن التقدیر وملاکه حسن التدبیر يعني پایداری زندگی به تقدیر و اندازه گیری خوب است و ملاک تقدیر خوب، عاقبت اندیشی و آینده نگری مناسب است .» غررالحکم/6807  

يكي از نشانه هاي حيات طيبه وجود همين اوصاف يعني آينده نگري و دور انديشي در وجود و زندگي انسانها مي باشد.البته منظور از دورانديشي محدود به جهان مادي نيست بلكه گستره و وسعت آن فراتر از دنياي مادي است. برد آن از جهان مادي تا ماوراي طبيعت و جهان آخرت مي باشد.

 4- یاد خداوند : يكي از نشانه هاي حيات طيبه جاري بودن ذكر خدا بر لب و در هر لحظه ي از زندگي انسان است. اين امر يكي از عوامل اصلي وجود آرامش در زندگي انسانها مي باشد.حضرت امام علی (ع) فرموده است: «فی الذکر حیاة القلوب يعني با ذكر خداوند قلبها آرامش پيدا كرده و زنده مي شوند.

 5- پندگیری : يكي ديگر از نشانه هاي حيات طيبه تفكر و انديشه در زندگي خود و حوادث خود مي باشد كه نتيجه حتمي آن عبرت آموزي از زندگي افراد ديگر و درس گرفتن از حوادث روزگار خواهد بود.كسي كه خدا به او حيات طيبه عنايت كرده است چشم وگوشش باز  و حواسش جمع است.حقايق را مي بيند و از باطلها دوري مي جويد.

 6- معاشرت با نیکان : افرادي كه از زندگي پاك و حيات طيبه برخورداراند در زندگي خود با هركسي معاشرت ندارد.نشست و برخواست آنها بسيار سنجيده و صرفا با افراد نيك است.زيرا او ميداند و واقف است كه همراهی با نیکان و خوبان موجب قوت قلب و ايجاد انگيزه و نشاط در زندگي ميگردد.خستگیها را از جان می زداید و از غفلت ها جلوگیری می کند و اشتباهات را گوشزد می نماید. حضرت امام علی (ع) ميفرمايد: «صحبة الولی اللبیب حیاة الروح يعني همراهی با دوست خردمند، موجب حیات روح است .

در حديث بسيار ارزنده از امام صادق (ع) آمده است كه فرمود: خمس خصال من فقد واحدة منهن لم یزل ناقص العیش، زائل العقل، مشغول القلب . فاولها: صحة البدن والثانیة: الامن . والثالثة: السعة فی الرزق . والرابعة: الانیس الموافق.قلت: وما الانیس الموافق؟ قال: الزوجة الصالحة والولد الصالح والخلیط الصالح . والخامسة: وهی تجمع هذه الخصال: الدعة يعني پنج خصلت است که اگر کسی یکی از آن ها را نداشته باشد، دائما دچار نقص در زندگی، تشویش خاطر و دل مشغولی خواهد بود: 1- تن درستی 2- امنیت 3- گشادگی در روزی 4- مونس موافق.راوی می گوید: گفتم يابن رسول الله (ص) مونس موافق کیست؟ فرمود: همسر صالحه، فرزند صالح و دوست صالح . 5- نرمی و ملایمت [در اخلاق] که در بر گیرنده همه این صفات است . وسائل الشیعه، ج 20، ص 51

از آن سو، همراهان ناباب، مزاحم راهند و باعث آزار، و کام رهرو را تلخ می کنند و در نهایت او را به آتش می اندازند، قرآن کریم می فرماید: «الا خلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین يعني دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران.

 7- اخلاق خوب : زندگی انسانی، زندگی گروهی و دسته جمعی است و لازمه آن آمد و شد با دیگران است . اخلاق خوب و شایسته، تابلویی زیبا از وجود آدمی ارائه می دهد تا دیگران به راحتی و با اشتیاق با صاحب آن ارتباط برقرار کنند و از بودن با او لذت برند. حضرت امام صادق (ع) ميفرمايد: «لا عیش اهنا من حسن الخلق يعني در زندگی هیچ چیزی دلپذیرتر از خوش اخلاقی نیست .» علل الشرایع، ج 1، ص 560 .كساني كه حيات پاكيزه دارند از اين نعمت والا برخوردار هستند.

 8- فایده رسانی به مردم: زندگی پاک، در این نیست که فقط سعی کنیم خود از هوای پاک استفاده کنیم و با دیگرانی که در هوای آلوده تنفس می کنند کاری نداشته باشیم . نباید بین خود و دیگران دیواری بلند کشید و دیگران را از نشستن در کنار سفره ای که روزی معنوی آن را خدا به ما داده است، بر حذر داشت بلکه باید دیگران را در روزی معنوی خود شریک کرد .

حضرت امام علی (ع) می فرماید: «احسن الناس عیشا من عاش الناس فی فضله  يعني بهترین زندگانی از آن کسی است که مردم با فضل و احسان او زندگی کنند .» غررالحکم/3058.

كساني كه به حيات طيبه دست يافته اند نفعهاي شان به مردم بسيار مي رسد. در واقع اين امر خود مجراي است براي رسيدن به ثواب و پاداشهاي بيشتر و والاتري است كه خداوند براي خير رساني به ديگران وعده كرده است.وجود اين صفت وخصلت در آدمي خود يكي از توفيقات بزرگ الهي است.

اين بود ويژگيها ونشانه هاي حيات طيبه.اگر دقت كنيم هريك از اوصاف فوق اگر در زندگي انسان وجود داشته باشد زندگاني انسان توام با آرامش و لذت و توفيقات بسياري خواهد بود.از خداوند متعال بخواهيم كه زندگي پاك وحيات طيبه نصيب و روزي ما و فرزندان ما و همه مومنين و مسلمين بگرداند.

والسلام عليكم و علي جميع عبادالله الصالحين.  

 

گزارش مراسم فاتحه مرحوم استادفیاضی در کابل

بنام خدا

براساس گزارشهای رسیده از کابل مراسم فاتحه مرحوم استاد فیاضی طبق برنامه اعلام شده از قبل امروز ۱۴/۱۲/۱۳۸۸ درشهرکابل و در مسجد قرآن وعترت (ع) برگزار گردید.این مراسم که از طرف علما و طلاب جاغوری و پشی و نیز از سوی محصلین و مردم قدرشناس پشی درکابل  برگزار شده بود با شرکت گسترده مردم و بخصوص حضور نمایندگانی از پارلمان افغانستان همراه بوده است.گزارش مختصری از این مراسم که در وبلاگ شخصی جناب محترم آقای پویا منعکس شده است به معرض دید و تماشای شما دوستان و بازدیدکنندگان محترم قرار میگیرد:

گزارش مختصر از روند برگزاری فاتحه جهت وفات الحاج آقای استاد فیاضی در کابل

امروز جمعه مورخ 1۴ حوت 1388 مراسم فاتحه برای مرحوم الحاج آقای استاد فیاضی در مسجد قران و عترت واقع غرب کابل از طرف شورای علمای جاغوری ، مردم شریف پشی ، محصلین وروشنفکران پشی مقیم کابل وبا حضور پسر مرحوم آقای فیاضی انجنیر محمد ضیا محصل در دانشگاه پل تخنیک کابل برگزار شد .

مجلس فاتحه امروز ساعت یک و نیم بعد از ظهر شروع و در ساعت چهار اختتام یافت .مراسم فاتحه با تلاوت آیات چند از کلام الله مجید توسط قاری محترم رحمت الله شروع و با اعلان سری محترم محمدی به پیش برده میشد .

بعد ازتلاوت آیات قران شریف از محترم آقای رحیمی چهل باغتوپشی دعوت شد تا بیوگرافی مرحوم آقای فیاضی را به خوانش گیرد . بیوگرافی جامع که شامل زمان تولد ، دوران تحصیل ، خدمات و کارکردها و تاریخ وفات مرحوم استاد فیاضی بود توسط جناب آقای رحیمی  قرائت گردید .

بعد از پیشکش بیوگرافی مرحوم استاد فیاضی از محترم استاد ذکی یکی از علمای  مقیم کابل دعوت شد تا به ایراد سخنرانی بپردازد آقای زکی ، بعد از عرض تسلیت وفات مرحوم آقای فیاضی به پیشگاه حضرت ولی عصر حضرت مهدی موعود (ع) ، شورای علمای جاغوری ، مردم جاغوری و خانواده مرحوم سخنان خود را به دو بخش ایراد نمود .

در بخش اول جناب آقای ذکی  به بعثت انبیاء پرداخت و در بخش دوم در باره علم و عالم سخنرانی خود را خاتمه داد.  بعد از سخنرانی آقای ذکی پیام تسلیت از طرف نماینده گان گذر ناحیه 13 کابل به خوانش گرفته شد .

  بعد از آن از آقای بلاغی یکی دیگر از علما دعوت بعمل آمد تا با ذکر مصیبت مراسم فاتحه را اختتام بخشد ، مجلس فاتحه با روضه در باره حضرت امام حسین  وواقعه روز عاشورا توسط آقای بلاغی و با ایراد دعا توسط یکی دیگری از علمای اختتام یافت .

قابل یاد آوری است که در این مراسم فاتحه  نماینده گان پارلمان ( آقای بشردوست ، آقای سید عبد القیوم سجادی ، آقای قاسمی ) آقای داکتر نجفی ریئس دارالانشاء کمسیون مستقل انتخابات ، حجته السلام و المسلمین آقای تقدسی  ، معاون حزب وحدت مردم افغانستان آقای علی زاده ، نماینده گان مردم شریف بابه مقیم کابل ، نماینده گان محترم چهل باغتوی هوقی مقیم کابل و غیره نیز شرکت کرده بودند .

آقای محمدی به نمایندگی از ستاد برگزاری این مراسم از همه کسانی که در این مراسم شرکت کرده بودند و باما همدردی کرده وغم شریکی داشتند قدرد انی و تشکری بعمل آورد .

 والسلام. حسین پویا 15 -12-1388 کابل - افغانستان

ضمن عرض تسلیت مجدد این ضایعه بزرگ به همه مردم قدرشناس و عالم دوست پشی و جاغوری و بخصوص فرزندان آن مرحوم(محمدآصیف احسانی مقیم کانادا و روح الله و محمدضیا) و برادر آن مرحوم انجنیر موسی خان و سایر بازماندگان و.... از برگزار کنندگان و همچنین شرکنندگان این مراسم نیز تشکر میگردد.

تشکر ویژه دارم از برادر محترم جناب آقای حسن پویا که گزارشی جامع و جالب از این مراسم را در وبلاگ خود منعکس کرده و با اجازه مذکور ما هم آن را در این وبلاگ به نشر رساندیم.

روح مرحوم استاد فیاضی شاد و یادش گرامی باد!

 

تبریک میلاد حضرت رسول اعظم وامام صادق(ع)

سالروز میلاد با برکت حضرت رسول اعظم (ص)و فرزندگرامیش حضرت امام جعفرصادق (ع) به عموم مسلمانان و بازدیدکنندگان محترم تبریک و تهنیت باد!

زندگینامه و گوشه ی ازخدمات مرحوم استاد فیاضی

 بنام خدا

برطبق گزارشهای که از کابل توسط جناب آقای نجيب الله رحیمی واصل گردیده است قرار است كه در روز جمعه هفته جاری مجلس فاتحه برای شادی روح مرحوم استاد فیاضی و تجلیل از مقام علمی و خدمات و زحمات چندین ساله ایشان از طرف شورای علمای جاغوری در کابل برگزار گردد.به همین منظور بیوگرافی و زندگینامه مرحوم استاد فیاضی را از بنده خواسته است.بنده نیز این بیوگرافی مختصر را که دربردارنده گوشه ی از خدمات مرحوم استادفیاضی است  در اینجا به معرض دید وتماشای دوستان و بازدیدکنندگان عزیز قرار میدهم تا هم مورد استفاده دوستان و بازدیدکنندگان قرارگیرد و هم کسانی که می خواهند آن را در مجالس بزرگداشتهای مرحوم استادفیاضی قرائت کنند مورد استفاده قرارگیرد.

البته تذکر این نکته را لازم می بینم که این بیوگرافی باتوجه به فرصت اندکی که در  اختیار داشتم با عجله نوشته شده است و لذا کامل نیست. بنده میخواستم آن را  را با ذکر نمونه های عینی و ذکر صفات و خصوصیات اخلاقی بیشتر مرحوم استاد فیاضی و نیز نقل خدمات دیگری از آن مرحوم پربارتر سازم اما چون برخی از دوستان اصرار داشتند تا زندگینامه زودتر در سایتها و در دسترس عموم قرار گیرد ولذا بنده آن را بدون ویرایش و اصلاح مجدد و اضافه نمودن مطلب جدیدی بر آن به معرض دید عموم قرار میدهم.

قال رسولُ اللَّهِ (ص): مَوتُ العالِمِ مُصيبَةٌ لا تُجبَرُ و ثُلمَةٌ لا تُسَدُّ ، و هُوَ نَجمٌ طُمِسَ ، ومَوتُ قَبيلَةٍ أيسَرُ مِن مَوتِ عالِمٍ . پيامبر گرامي اسلام (ص) درگذشتِ عالِم ، مصيبتى جبران ناپذير و رخنه‌‏اى بسته ناشدنى است. او ستاره‏اى است كه غروب مى‏كند . (تحمّل) مرگ يك قبيله ، آسانتر از مرگ يك عالِم است .

مقدمه:

در طول تاريخ اسلام عالمان مهذب و خودساخته دين ، در هر منطقه ي ، بخصوص در كشور افغانستان ، از جايگاه والا و ويژه برخوردار بوده اند. علما و روحانيون ، نه تنها در ايجاد و جهت دهي تحولات ديني و معنوي ، بلكه در تحولات سياسي و اجتماعي و فرهنگي نيز تاثيرگذار بوده اند. آنان در صحنه دين و دينداري ، روحاني و پيشواي مخلص ، و در صحنه جهاد و مبارزه عليه متجاوزان به كشور و ملت مسلمان ، مجاهد فداكار ،‌ و در صحنه سياست و دفاع ازحقوق سياسي و اجتماعي مردم رهبران تيزبين و هدايتگران صادق بوده اند.

علماي مخلص و راستين ، درتمام پيش آمدها و تحولات سياسي اجتماعي فرهنگي و حقوقي ، محل رجوع و مورد اعتماد مردم و تكيه گاه اصلي آنان بوده اند. مردم آنها را نمود و نماد عيني و عملي سيره پيامبر اكرم و ايمه اطهار (ع) دانسته و ميدانند. بين مردم و آنها هيچگاهي كوچكترين شكاف و فاصله اي وجود نداشته است. زيرا آنها هميشه در بين مردم و شريك درد و رنج وغم آنها بوده اند.

مرحوم استاد فياضي ، يكي از نمونه هاي عيني اينگونه عالمان ديني بود. و اينك با اين مقدمه كوتاه بيوگرافي و گوشه اي از خدمات ايشان خدمت شما تقديم ميگردد:.

بيوگرافي:                                

مرحوم استاد فياضي در سال 1310هجري شمسي در يك خانواده متدين و روحاني در منطقه چهل باغتوي پشي ديده به جهان گشود.پدر او مرحوم ملاحيدرعلي از متفذين قريه و روحاني با نفوذ منطقه بوده است.

مرحوم استاد فياضي تحصيل خود را در مكتب خانه محلي و در پيش مرحوم ملايعقوب و ملا ابراهيم آغاز نمود. مراحل ابتداييه را در مكتب خانه محلي فراگرفت. پس از فراگيري دوره ابتداييه غرض ادامه تحصيل به حوتقل انگوري رفته و چندسالي در مدرسه حوتقل از محضر مرحوم استاد واعظي كسب فيض نمود.

از آنجا كه مرحوم استاد فياضي از هوش سرشار و استعداد بالاي برخوردار بوده است درسال 1334 و به تشويق پدر و ساير دوستان غرض ادامه تحصيل عازم مشهد مقدس شده و حدود چهارسال در كنار مرقد مطهر ثامن الايمه و در حوزه اين شهر به كسب علم و دانش پرداخت.

مرحوم استاد فياضي در سال 1338 براي ادامه تحصيل رهسپار نجف اشرف گرديده و تا سال 1341 در كنار بارگاه ملكوتي حضرت اميرالمومنين (ع) از محضر بزرگان وقت كسب علم و فيض نمود.

مرحوم استاد فياضي پس از سالها تحصيل علم و كسب معرفت در محضر بزرگان و خوشه چيني از خرمن علم عالمان بزرگ مشهد مقدس و نجف اشرف در سال 1344 هجري شمسي عازم وطن عزيز گرديد تا به انذار مردم و اداي مسئوليت بپردازد.

مردم متدين و عالم دوست چهل باغتوي پشي كه تا آن زمان در محضر عالمان بزرگ همانند مرحوم استاد فقيهي و استاد فصيحي دام ظله بودند. پس از تشريف آوري مرحوم استاد فياضي از نجف اشرف ضمن استقبال بسيارگرم و صميمانه از وي ، او را به عنوان شيخ منطقه و مدير مدرسه منطقه انتخاب نمودند.

مرحوم استاد فياضي از ويژه گيهاي منحصر به فرد برخوردار بود. او از خصوصيات اخلاقي ويژه همچون تواضع ، صبر، دورانديشي ، حوصله مندي و نرمخويي ، حلم و بردباري ، خوشروي و بشاشيت چهره و مهرباني و دلسوزي نسبت به مردم و ساير كمالات روحي و اخلاقي برخوردار بود. اين خصوصيات در وجود و شخصيت وي موجب محبوبيت او در پيش آحاد مردم منطقه شده بود. مرحوم استاد فياضي ساليان درازي منشاء خير و بركت براي مردم جاغوري و پشي بود. كه به برخي از خدمات ايشان اشاره ميگردد:

خدمات:

1.      پس از بازگشت از نجف اشرف در سال 1344 اداره مدرسه عمومي منطقه چهل باغتوي پشي را به عهده گرفته و به تدريس و تربيت شاگرد پرداخت.ايشان در تربيت شاگرد توفيقات زيادي داشته است. قريب به اتفاق ملا امامان قريه چهل باغتوي پشي و نيز برخي از معلمين ليسه منطقه ، شاگرد ايشان بوده اند. برخي از شاگردان آن دوره مرحوم استاد فياضي كه به كشور ايران آمدند الآن به مناصب مهمي از جمله امامت جمعه و جماعات دست يافته اند. برخي از شاگردان ديگر ايشان نيز كه در سالهاي دهه 1360 در محضر مرحوم استاد بوده اند فعلا به درجات بالاي علمي رسيده اند.

2.      از آنجا كه بدليل دوري منطقه چهل باغتوي پشي از مركزيت مالستان مردم در رنج بودند و لذا مردم منطقه بارها درخواست خود را به حكومت مبني بر الحاق اين منطقه به نزديك ترين مركزيت يعني ولسوالي جاغوري داده بودند اما نتيجه ي نداده بود.حتي اين درخواست به دست خود پادشاه وقت «ظاهر شاه» در سفري كه به منطقه هزارجات داشته است نيز داده شده بود اما بازهم نتيجه ي دربر نداشته بود. مرحوم استاد فياضي بادرك اين شرايط در سال 1353 شخصا پيگير مساله شده و خود براي اين غرض به كابل سفر كرد و بر اثر تلاشهاي پيگير و موثر ايشان اين در خواست پذيرفته شده و منطقه چهل باغتو از نظر اداري به ولسوالي جاغوري و مركزيت شنگماشه ملحق گرديد.

3.      در دوران جهاد مقدس مردم افغانستان نيز مرحوم استاد فياضي نقش موثر ايفا كرد.او همواره مردم را به جهاد و مبارزه تشويق وترغيب ميكرد.براي اينكه جهاد از مسير مقدسش منحرف نشود و از خودسريهاي احتمالي نيز جلوگيري به عمل آيد مرحوم استاد فياضي علماي منطقه را به حضور در صحنه و هدايت مردم و مجاهدين تشويق كرده و آنها را به درك درست شرايط و قرار نگرفتن تحت شرايط و فضاي خاص فراخوانده و ترغيب مينمود.حاصل اينگونه تلاشها نيز شكل گيري شوراي روحانيت جاغوري و پشي بوده است.

4.      در زمان جنگ ارزگان نيز نقش مرحوم استادفياضي در ترغيب مردم براي خالي نگذاشتن سنگرها برجسته بود. او در اين زمان بطور مكرر به فرماندهان توصيه ميكرد تا در جبهه و جهاد اخلاق اسلامي را مراعات و از صدمه زدن به افراد بي گناه خود داري نمايند.مرحوم استاد در مساله آزادي شهيد ابوذر و حل و فصل مسالمت آميز قضايا نقش برجسته داشته است. درايت و دلسوزي و كياست ايشان منجر به صلح و آزادي شهيدابوذر گرديد.

5.      در زمان ورود طالبان به ساحه جاغوري ايشان سخنراني سنجيده و غراي ايراد كرد. كه پيام آن لطمه نديدن غرور و آبروي مردم و هشدار جدي به طالبان بوده است. ايشان همچنين در زمان حاكميت سياه طالبان با درايت وكياست خاص خويش توانست وحدت و اتحاد مردم را حفظ كند. در همين راستا ايشان مردم را جمع كرد و همه قسم ياد نموده و تعهد كردند تا وحدت و يگپارچگي خود را حفظ نمايند و هيچكسي عليه يگديگر در شرايط حاكميت سياه طالبان شكايت نكنند. نتيجه اين امر محفوظ ماندن منطقه چهل با غتو و همه امكانات آن و قرارنگرفتن در كام طالبان بوده است.

6.      از خدمات ديگر مرحوم استاد فياضي اعمار و بناي مدرسه ديني و مسجد جامع چهل باغتوي پشي است.اين مسجد با توسعه ي كه پيدا كرده است يكي از زيباترين مساجد منطقه جاغوري و پشي به شمار مي رود. همچنين بر اثر تلاشهاي ايشان بناي زيباي كتابخانه عمومي چهل باغتوي پشي توسط مامور رئوف اكبري بنا نهاده شد.

Klicken, um in Original Größe zu sehen.

اين بود گوشه اي از خدمات مرحوم استاد فياض. خدمات ايشان به نمونه هاي فوق خلاصه نمي شود.

او در تمام صحنه هاي ديني سياسي اجتماعي و فرهنگي و در هرمقطعي از تحولات كشور در منطقه حضور موثر داشت او همواره چونان كوهي استوار پناهگاه مردم و در هر مساله ي محل رجوع آنان بود. او در تمام پيش آمدها و تحولات دركنار مردم و در بين آنان بود. ازتمام درد و رنجهاي‌ مردم آگاه و با آنها شريك بود.او هيچگاهي مردم را در شرايط سخت رها نكرد.در هر پيش آمد وتحولي با كياست و تيز بيني خود نقش موثر آفريد و آن را بخوبي مديريت كرد.

 مردم منطقه جهل باغتوي پشي ساليان متمادي از محضر مرحوم استاد فياضي بهره بردند و در تمام گرفتاريها و سختيهاي روزگار و تحولات ناشي از اوضاع متحول و متغير جهاد و انقلاب به او پناه مي بردند و بر اساس راهنماييهاي او عمل ميكردند.

اما مشيت الهي و تقدير چنين بود كه شمع وجودي او در شب 26 دلو سال جاري و همزمان با شهادت امام رضا(ع) خاموش گردد و گشت. او خود از رنج و دردهاي روزگار خلاصي يافت و به سوي ديار ابدي پركشيد اما مردم و منطقه را از پرتو افگني خويش محروم كرد. اين محروميت براي ما درست زماني اتفاق افتاد كه به وجود با بركت آن مرحوم سخت نيازمند بوديم. او رفت و مردم و منطقه را تنها گذاشت. اينك ما هستيم و يك دنيا خاطره از فضايل ، خوبيها ، نيكيها ، فداكاريها و خدمات طولاني و ارزشمند او.

فقدان اين عالم وارسته و راد مرد توانا و اين شخصيت با عظمت با اين موثريت تام بطور قطع براي جامعه و مردم جاغوري و پشي بزرگترين ضايعه ي است كه به فرموده حضرت امام علي (ع) چنين ضايعه جبران ناپذيراست.

هرچند كه ما از نعمت وجود مرحوم استاد فیاضی محروم گشته و وجود فيزيكي او را دیگر در ميان خود نخواهيم داشت اما از آنجا كه او در دلهاي مردم ما جاي داشت و دست پروده ها و دوستان و شاگردان آن مرحوم زنده اند  پس ياد و خاطره و نام او تا ابد در ذهنها و خاطره هاي مردم ما زنده و حاضر خواهند بود.

روحش شاد ويادش گرامي باد

 قم المقدسه: محمديونس افضلي

 

گزارش مراسم فاتحه مرحوم استاد فیاضی در قم

بنام خدا

گزارشی از مراسم فاتحه خوانی مرحوم استاد فیاضی در شهر مقدس قم

مراسم فاتحه خواني مرحوم استاد فياضي چهل باغتوي پشي در روز جمعه مورخه 7/12/1388در شهر مقدس قم خيابان ارم مسجد حضرت امام زين العابدين (ع) و با شركت گسترده علما ، طلاب و مهاجرين محترم برگزار گرديد. در اين جلسه همچنين نماينده اي از دفتر مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي فياض دام ظله در شهر مقدس قم و همچنين نماينده دفتر مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي دام ظله شركت كرده بودند. گفتني است كه اين مراسم از سوي شوراي علما و طلاب منطقه پشي و علما وطلاب منطقه بابه و مهاجرين پشي مقيم قم برگزار شده بود.

 

مراسم در ساعت از پيش تعيين شده يعني راس ساعت 5/3 بعد از ظهر با قرائت قرآن كريم توسط حجت الاسلام والمسلمين آقاي عارفي آغاز گرديد و با قرائت قرآن كريم توسط قاريان محترم حجج اسلام آقايان برهاني بابه و زاهدي پشي و نيز آقاي حليمي پشي ادامه يافت. برنامه هاي جلسه با مجريگري جناب آقاي محسني از طلاب منطقه پشي به شرح زير ادامه پيداكرد.

      

1-   در ابتدا زندگينامه مرحوم استاد فياضي توسط اينجانب ( افضلي) قرائت گرديد كه مورد توجه حاضرين قرار گرفت.

2-     سپس جناب حجت الاسلام و المسلمين الحاج مظفري با مداحي و روضه خواني خويش دلهاي حاضرین را روانه كربلاي معلي کرد و با خواندن مصيبت اهل بيت(ع) به فضاي مجلس عطر وبوي كربلاي بخشيد.

3-     در ادامه نوبت به سخنراني سخنران جلسه جناب حجت الاسلام والمسلمين الحاج برهاني لومان رسيد كه ايشان نيز با سخنراني علمي و بسيار جذاب و شيواي خود حاضرين در جلسه را به فيض كامل رساندند. حجت الاسلام والمسلمين آقاي برهاني نخست از همه رحلت مرحوم استاد فياضي را به حاضرين درجلسه و مردم و علماي اعلام جاغوري و پشي و بازماندگان آن مرحوم ( و به اينجانب خواهرزاده آن مرحوم ) تسليت گفت. حجت الاسلام والمسلمين آقاي استاد برهاني مرحوم استاد فياضي را عالم عامل و دور انديش توصيف نمود. سخنران جلسه درادامه سخنان خود به خاطره ي از مرحوم استاد فياضي در سالهاي جهاد و مبارزه اشاره كرد و گفت: در سال 1358 و در زماني كه جاغوري بدست مجاهدين افتاد مجاهدين و علما و بزرگان منطقه جاغوري در گردن سنگ جمع شده بودند. در اين جلسه مرحوم وثوقي اعلام كرد كه همه اسرا بايد آزاد گردد.اما اين فرمان و اعلام وي مورد انتقاد برخي از مجاهدين و از جمله بنده واقع شد كه منجر به وقوع جر وبحثي بين بنده و مرحوم وثوقي گرديد.دراثناء اين حادثه مرحوم استاد فياضي با دور انديشي كه داشت دست من و آقاي وثوقي را گرفت و بردند كمي از جمع دورتر به هردوي ما گفت كه بايد فعلا دور انديشي كرد. به آقاي وثوقي گفت كه بايد حوصله به خرج داد و مردم فعلا تحمل شنيدن عفو را ندارند بايد اين مساله را به تاخير انداخت تا بعدا با مشوره انجام شود. و به من هم توصيه ي كرد و گفت كه نبايد تندي كرد بايد با حوصله مندي به خرج داد و از راه گفتگو و با ملائمت كارها را پيش برد. آقاي برهاني اين واقعه را نمونه اي از اخلاق نيك و دورانديشي مرحوم استاد فياضي بر شمرد. سخنران جلسه در ادامه به محبوبيت مرحوم استاد فياضي بين مردم برغم گذشت سالهاي پرحادثه جهاد و انقلاب اشاره كرده وگفت: من در سفري كه براي كمپاين انتخاباتي به منطقه چهل باغتوي پشي داشتم با مرحوم استاد فياضي از نزديك ديدار كردم. در اين سفر محبوبيت ايشان را در بين مردم از نزديك مشاهده كردم. سخنراني استاد برهاني با ذكر مصايب اهل بيت (ع) و قرائت دعائيه و تسليت مجدد درگذشت مرحوم استاد فياضي پايان يافت.

اينجانب به سهم خودم از كليه علما و طلاب و مهاجرين عزيز كه در اين جلسه شركت كرده بودند بخصوص از نماينده محترم دفتر آيت الله العظمي فياض در قم و نيز نماينده محترم دفتر آيت الله العظمي محقق كابلي دام ظله و نيز از شوراي علما و طلاب جاغوري تشكر و قدرداني مينمايم.همچنين از شوراي علما وطلاب منطقه پشي و علما وطلاب محترم منطقه بابه و نيز از مهاجرين عزيز منطقه پشي مقيم قم كه همه از برگزار كنندگان اين جلسه بودند تشكر ويژه به عمل مي آورم. از خداوند متعال براي كليه اين عزيزان اجر و براي مرحوم استاد فياضي غفران و رحمت الهي استدعا مينمايم.

 

برگزاری فاتحه ازسوی مردم و علما در قم برای مرحوم استاد فیاضی

 بنام خدا

باسلام خدمت همه دوستان و بازدیدکنندگان محترم!

بدنبال پخش خبر درگذشت مرحوم استاد فیاضی چهل باغتوی پشی در میان مهاجرین و علمای منطقه پشی و جاغوری در ایران و خصوصا شهر مقدس قم همه مهاجرین و علما و نیز تمامی کسانی که مرحوم استاد فیاضی را از نزدیگ می شناختند و یا اسم ایشان را شنیده بودند بسیار متاثر گشتند.و لذا هرکسی به نحوی به توصیف و بازگوی ویژگیهای شخصیتی و صفات برجسته ایشان  و نیز به خدمات اجتماعی فرهنگی و دینی ایشان در منطقه و ساحه جاغوری و... اشاره  میکنند. علما و مهاجرینی که مرحوم استاد فیاضی را از نزدیک می شناسند برای ادای دین خود نسبت به ایشان جلسه یادبود و فاتحه خوانی برگزار میکنند.این مراسم در جمعه هفته جاری و از سوی شورای علما و طلاب منطقه پشی و علما وطلاب منطقه بابه و نیز مهاجرین منطقه پشی ساکن در قم برگزار خواهد شد.تصویر اطلاعیه این مراسم در اینجا گذاشته می شود و چون متن اطلاعیه قابل خواندن می باشد و لذا از گذاشتن متن دوباره آن خود داری کردم. روحش شاد ویادش گرامی باد.

Klicken, um in Original Größe zu sehen.